السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
205
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
است و عقايد گوناگونى در آن باره ابراز شده است : ( 1 ) 1 . صفات مزبور عين ذات هستند و همين طور عين يكديگرند ، علم مثلًا عين قدرت است و هر دو عين ذاتند . 2 . زايد بر ذات هستند ولى لازمهء ذاتند و با قدمت ذات قديمند . 3 . زايد بر ذات هستند و حادثند نه قديم . 4 . اساساً خود صفات مزبور در ذات بارى نيستند بلكه ذات ، خود قائم مقام صفات مزبور ، مىباشد و بدين حساب معناى اتصاف ذات به صفات مزبور اين است كه عملى كه از خدا صادر مىشود عمل كسى است كه اين صفات را دارد ، نه اينكه واقعاً اين صفات را داشته باشد . به نظر ما عقيدهء نخستين صحيح است و باقى باطلند چون سابقاً گفتيم كه ذات بارى تعالى مبدأ هر كمالى در جهان است و محال است كه مبدأ كمال فاقد آن باشد و بنابراين ذات او تعالى حقيقت هر كمال است و معناى عينيت صفات با ذات همين است . از طرف ديگر چون هر يك از صفات كمال خداوند عين ذات است و ذات هم كه همهء صفات را دارد ، پس هر صفتى صفات ديگر را نيز دارد و به اين حساب صفات كمال خداوند ، مفهوماً مختلفند ولى مصداقاً همگى يكى بوده وحدت كامل دارند . اينكه برخى گفتهاند : علت ايجاد اشياء و كمالات وجودى ، ذات خداوند نيست تا مطلب شما ثابت شود بلكه مشيت و ارادهء خداوندى علت ايجاد است . . . مطلب باطلى است ، زيرا مىپرسيم : ارادهاى كه مىگوييد صفت ذاتى خداوند است يا از صفات فعل اوست ؟ اگر صفت ذاتى خداوند است كه عين ذات بوده نسبت ايجاد به اراده عين نسبت به ذات مىباشد ، و اگر صفت فعل است كه حتماً بايد از مقام عمل انتزاع شود ، پس فعل پيش از اراده است ! چون على الفرض اراده از فعل انتزاع مىشود ، آن وقت استناد فعل به اراده در حقيقت تقدم معلول بر علت خواهد شد ، و پيداست كه اين